بهلول بیشتر وقت ها در قبرستان می نشست. روزی برای عبادت به قبرستان رفته بود و هارون به قصد شکار از آن محل عبور می نمود. چون به بهلول رسید گفت: بهلول چه می کنی؟ بهلول جواب داد: به دیدن اشخاصی آمده ام که نه غیبت مردم را می نمایند و نه از من توقعی دارند و… بیشتر »

موضوعات: داستان
   پنجشنبه 4 آذر 13952 نظر »